نماز، آخرين سخن پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم
به مناسبت 28 صفر سالروز وفات پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله وسلم
مردم نوعاً علاقهمندند كه آخرين سخن و گفتار پاياني شخصيتهاي بزرگ و انسانهاي قدّيس را بدانند و كدام شخصيت همانند رسول خداست و چه كسي به پايهي كمالات آن بزرگوار ميرسد و چه كسي استكه نخواهد آخرينكلام پيامبراكرم وسخن پاياني حضرت خاتم الانبياء صلي الله عليه و آله را بداند و بفهمد؟
جابر بن عبدالله ميگويد: كعب الاحبار از عمر پرسشكرد: «آخرين سخن پيامبر چه بود؟» او گفت: «از علي عليه السلام بپرس!» كعب به نزد حضرت علي عليه السلام آمد و همين پرسش را از آن حضرت نمود. علي عليه السلام فرمود:
اسندت رسول الله الي صدري فوضع رأسه علي منكبي فقال: الصلاة الصلاة
رسول خدا را به سينه خود گرفتم پس سر مباركش را بر دوش من گذاشت و فرمود: نماز، نماز.
يعني آنچه كه بايد بدان سخت پايبند باشيد و جداً از آن مراقبت نماييد و نگذاريد ضايع شده و خفيف و بيبها گردد، نماز است. بايد با تمام توان و همة امكانات از آن مراقبت و پاسداري كنيد و با اعزاز، تكريم، خضوع و خشوع تمام آن را به جا آوريد.
كعب الاحبار با شنيدن اين جمله گفت:
كذلك آخر عهد الانبياء و بِهِ امروا و عليه يبعثون1
آخرين سخن و پيمان انبياي الهي چنين بوده و به آن امر شدند و بر آن مبعوث و برانگيخته ميگردند.
كعب الاحبار كه سابقهي كتب انبيا و پيامبران خدا را داشته ميگويد: «اين روش انبياي الهي از دير زمان است كه در آخرين لحظات عمر خود به نماز، توصيه ميكردند.»
به هر حال، آخرين گفتههاي رسول خدا، نماز و توصيه به نماز بود.
آري! نماز اولين عمل واجب الهي بود كه رسول خدا انجام دادند و حتي نماز جماعت را از آغاز اعلان اسلام در مسجد الحرام برقرار ميكردند در حاليكه جز امام امير المؤمنينعليه السلام از مردان وحضرت خديجه سلام الله عليها از زنان مأمومي نبود و نمازجماعتي برپا داشتند كه يك امام و دو مأموم داشت و از بعضي از تواريخ نقل شده2 كه روز شنبه پيامبر، مأمور به برپايي نماز گرديد و روز دوشنبه نماز جماعت درمسجد الحرام برقرار گرديد و اينك كه درحال احتضار هستند از نماز سخن ميگويند و بدان سفارش ميكنند.
برگرفته از كتاب «سيري گذرا در سيرهي رسول الله صلي الله عليه و آله» اثرحضرت آيت الله كريمي جهرمي
________________________________________
1 المراجعات مرحوم سيد شرف الدين با نقل از طبقات ابن سعد.
2 شايد سيرة ابن هشام.